دکتر
دیشب تو خواب همش گفتم لا لا لا لا(لولو لولو ) آخه دیشب بالاخره بابا بعد اژ شه ماه موفق شد دوتا لولویی ( مارمولکی ) که می اومدن روی دیوار خونمون رو بکشه خشته نباشی بابا بعد اژ شه ماه آخه ماما اژشون می ترشه و تا می بینتشون جیک (جیغ) می ژنه امروز اژ شبح ژود که بیدار شدم شروع کردم به ناژ کردن ماما و هی گفتم ناش ناش شبحونه نخوردم و همون یه کم هم که ماما داده بود بلا اولین بار پش اژ مدتها بالا آوردم با ماما وفتیم دکتر خاله نرگش هم انا(سنا) رو آورد دم در خونه ی مامان جونم پشر همشایه که اشمش متین بود رو دیدم شرمو اژ شیشه ماشین بردم بیرون و شروع کردم به شدا ژدنش و گفتم متی متی متی &n...
نویسنده :
مامان
0:36





