معذرت از پسر گلم و تشکر از مامان خوبم
عزیزم تمام این چندروز که مهرماه شروع شده ومن میرم مدرسه دیگه تا ساعت 2 نمی تونم پیشت باشم برا همین حرکت جدیدی هم اگه انجام دادی فقط مامان جون و خاله خاطره و باباجون شاهد بودن من ازبس خسته میشم دیگه بعدازظهر هم توان ندارم و با هم می خوابیم در نتیجه نمی تونم به وبت سر بزنم و آپ کنم منو ببخش عزیزم آخه امسال پست سنگینی به من محول شده و باید تا ساعت 2 اونم از شنبه تا چهارشنبه توی مدرسه باشم کمتر تو رو می بینم وقتی میام خونه ی مامان جون خوابیدی شبها هم به خاطر اینکه صبح زود تو بدخواب نشی همونجا خونه ی مامان جون می مونیم تا تو راحت باشی اما برا من عزیزم دوری از تنها دلیل زندگیم خیلی سخته دیروز وقتی زنگ زدم حالتو بپرسم از خاله خاطره شنیدم شیطنت کرد...
نویسنده :
مامان
15:06






