عید
سلام پسر گلم دومین بهار زندگیت پراز شادی و شکوفه باشه انشاءا.. عزیزم منو ببخش که امسال نتونستم خوب بهت رسیدگی کنم آخه باباجون توی بیمارستان بستری بود و من هرچند به خاطر تو نمی تونستم کامل برم پیشش اما به هر حال تو که خواب می رفتی می زاشتمت برا بابایی و می رفتم بیمارستان .عزیزم شبی که قرار بود فرداش عید باشه تصمیم گرفتم تورو خواب کنم و برم پیش باباجون تا مامان جون بره یه کم استراحت کنه به مامانجون زنگ زدم و گفتم من هر جورشده میام مامان جون گفت عزیزم دیگه نیا چون در بخش رو پرستار قفل کرده و دیگه بازش نمیکنه اما من اصرار کردم که میام.برا اینکه خسته بشی و بخوابی بردمت حموم اونم ساعت 12 شب اما مگه تو خوابیدی !!! &n...
نویسنده :
مامان
1:35







