گم کردن گوشی مامان /چند عکس
توی هفته قبلی فکر کنم ٢١ و ٢٢ فروردین بود که گوشی مامانی رو گم کرده بودی دو روز تموم دنبالش می گشتیم چون شارژش تموم و خاموش شده بود پیدا کردنش بسی دشوارتر شده بود به هر دری زدیم به هر جاکه فکر می کردیم سر زدیم پیدا نکردیم بی خیال گوشی شده بودم که یه شب ا بالاخره بابا با کمک جنابعالی پیداش کرد قصه از اونجا شروع شد که هی به بابا می گفتی بیو ایجا بیو ایجا بیو ای ژیی (برو اینجا برو اینجا برو این زیر ) بابایی هم کمی همکاری کرد و هی سرشو برد پایین و خندید و گفت بابا من که زیر یخچال جام نمی شه تا اینکه شما خودت دست به کار شدی و سرتو بردی بین دیواره ی یخچال و سطلی که کنارش بود بابا هم سعی کرد عمل شما رو تکرار کنه که یه دفه گف...
نویسنده :
مامان
18:45







