بازی
خاک بازی (بابا برات از ماموریت که برمی گشته یه کارتن خاک تمیز از جاده آورده بود) اسب بازی( از بس اربابا خواستی اسب بشه و سوارش بشی اونم به ستوه اومد ویکماه پیش برات یه اسب خرید ) بستن کمربند (چندروز پیش خودت توی ماشین برا خودت کمربند انداخته بودی و می گفتی کممبن بشتم ) &nb...
نویسنده :
مامان
18:13







